شمیم شعر فارسی
شعرهاونوشته های ابراهیم ثابت
نگارش در تاريخ شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ توسط ابراهیم ثابت
- لطفا خودتان را برای خوانندگان نسیم جنوب معرفی کنید.

- ابراهیم ثابت هستم . در ششم شهریور 1352 درروستای کناری (بردخون) شهرستان دیّر به دنیا آمدم. مادر بزرگم اصل و نسبی سبزواری داشته است که ظاهراً پس ازحمله مغول، به استان بوشهرکوچ کرده اند و پدربزرگم نیز اهل همین استان بوشهر بوده است. از حدود سال 1364 به کنگان مهاجرت کردیم و تقریباً همه مقاطع تحصیلی مدرسه ای را در کنگان گذراندم. سال 1372به دانشگاه تهران رفتم و لیسانسم را از آنجا گرفتم. در سال 1378به عنوان دبیر حق التدریس به خدمت آموزش و پرورش درآمدم که به دلیل عدم اطمینان از آینده شغلی ، درسال1380مسئولیت دفتر شورای اسلامی شهر کنگان را پذیرفتم و تا سال 1384 که به استخدام رسمی آموزش و پرورش درآمدم در آنجا نیز مشغول به کار بودم. چند سال پیش، فوق لیسانم را ازدانشگاه پیام نور اصفهان گرفتم.

- چطورشد که به شعر علاقه مند شدید؟

- معمولا این حرف ها نباید زده شود ، امّاعلاقه من به شعر به نوعی منحصر به فرد است. علاقه ای درونی و ناشناخته به شعر و قصه داشتم. بچه که بودم یادم می آید شعرهای شاعری با تخلص «امید» را بانام خودش برای نهال انقلاب فرستادم و چاپ کردند. بعد هرچه فکرکردم نتوانستم بفهمم که این فرستادن چه سودی برای خودم داشته است؟ آمدم شعراو را به اسم خودم فرستادم بازهم چاپ کردند. بعدش گفتم بگذار کمی پیشرفت کنم. آمدم نسخه های قدیمی کیهان بچه ها را برداشتم و چندین صفحه رونویسی کردم ، اسم داستان و یک صفحه آخرش و نتیجه گیری را خودم نوشتم و برای نهال انقلاب فرستادم، درچندین شماره چاپ کردند. خیلی منتظر آخر داستان شدم ببینم نوشته های خودم راهم چاپ می کنند یا نه؟ خوشبختانه چاپ کردند. بعد از آن تصمیم گرفتم همه چیز از خودم باشد. دوره راهنمایی و دبیرستان شعرهای خوبی سرودم و در دبیرستان در مسابقات استانی هم شرکت کردم و شعر طنزم مورد استقبال ویژه قرارگرفت. در دانشگاه شعرهایم در مجلات و نشریات کشوری و استانی چاپ شد که اوّلینش درمجله جوانان بود.

- عجب حکایت جالبی، در آن سالها اساتید ادبیات دانشگاه تهران چه کسانی بودند؟

- دانشگاه تهران پر بود از اساتید برجسته. این اساتید را یا مستقیم در کلاس می دیدیم یا غیرمستقیم و در نشست ها از محضرشان برخوردارمی شدیم. استاد زرین کوب، شفیعی، فرشیدورد، تجلیل، حاکمی، مظاهر مصفا، ترابی، روح الله هادی ، قیصرامین پورو... اساتید آن زمان دانشگاهمان بودند. در دانشگاه به دلیل اینکه عضو فعال هسته علمی دانشجویان بودم و نشست های ادبی را برگزار می کردیم و مراسم هایی راعهده دارمی شدیم با برخی ازاساتید ارتباط بیشتری پیدا می کردم . یکی از این اساتید دوست داشتنی قیصرامین پور بود که ارتباط با ایشان خاطرات زیبایی را برایم رقم زد که بیشتر آنها حکایت ازخوبی وعظمت این عزیزدارد.

- یکی از آن خاطرات را برای خوانندگان نسیم جنوب بازگو نمایید.

- یک روز این استاد عزیز که در حال قدم زدن در دانشکده بود صدایم زد تا چند تا از شعرهایم را برایش بخوانم. من شروع به خواندن شعرهایم کردم، قدم زنان از دانشکده و دانشگاه بیرون رفتیم و رسیدیم به خیابان 16آذر. داشتم شعرمی خواندم و می خواستیم از خیابان رد شویم؛ همینکه یک قدم به سمت خیابان برداشتم، قیصرعزیز سریع دستم را گرفت؛ ترس بیش ازحدّ آنروز قیصر مرا به تعجب واداشت اما بعدها وقتی فهمیدم یک تصادف شدید، باعث بیماری و درگذشت قیصر شده است،هراس آن روزهای قیصر برایم معنا پیداکرد.

- شما بیشتر درچه قالب هایی شعر می گویید و چرا ؟

- سعی کرده ام خیلی ازقالب های شعری راتجربه کنم اما چون غزل هایم بیشتر مورد پسند واقع شده است بیشتردر این قالب ، طبع آزمایی کرده ام.

- از بین شعرای قدیم بیشتر به كدامیك تعلق خاطر دارید؟

- سعدی رابه دلیل جامعیت در اندیشه و قالب های شعری و ادبی می پسندم، حافظ را به دلیل استادی در موسیقی کلام و بسط معنا در الفاظ اندک، بزرگ می دارم . خلسه کلام خیام ، عرفان شیرین مولوی و طنین کلمات فردوسی را درارتقای منزلت شعر فارسی حایز اهمیت می دانم.

- از شاعران جدید کدامیک شما را مجوب می کنند؟

- در میان شاعران امروز هر یک ازشاعران با شعری و شعرهایی مرا مجذوب خود می کنند اما مجذوب و شیفته مجموعه کامل شعرهای هیچ یک نیستم. یک روز با شعر شهریار عشق می ورزم و روز دیگر با شعر قیصر. یک شب با عطر کلام سهراب به خواب می روم و شبی دیگر با شعر فروغ و شاملو و آتشی و...

 

- اجازه دهید نظرتان را در مورد شعر  بوشهر جويا شويم و آيا اصلاً شما در شعر كشور جايي براي شعر  بوشهر احساس مي كنيد؟

- بوشهر از گذشته در عرصه ادبیات و شعر ایران، جایگاهی برجسته داشته است. نمونه بارز شاعران قدیمی فایز و مفتونند. از شاعران برجسته معاصر هم تنها نام یکی را می برم تا شما خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل. منوچهر آتشی همچون اسبی سفید در آسمان شعر ایستاده است و تنها یک کرمجی از جمع کرمجی هاست که همچنان ادای جمّازه درمی آورد. امّا یک عیب در همه ی ما بوشهری ها هست که به جای اینکه همدیگر را بزرگ کنیم همدیگر را خرد می کنیم. نمی دانیم که اگر دیگران را بزرگ کنیم خود را هم بزرگ کرده ایم . دیگران را کوچک و خرد می کنیم و به دنبالش خودمان هم کوچک می شویم.

- مختصری هم درباره سابقه ادبی و شاعری شهرستان کنگان بگوئید.

- شعر از دیر باز در کنگان ، مورد توجه بوده است، به عنوان نمونه یکی از حاکمان محلی در کنگان سکه ای را ضرب می کرده است که به دلیل رونق شعر در منطقه، دو طرف آن را با شعر آراسته بود. در گذشته ای نزدیک که شهرستان کنگان گسترده تربود و جم و عسلویه نیز در این محدوده می گنجیدند، شاعرانی بسیار بیشتر داشت اما با وجود کوچک شدن باز هم نام های ادیبان  بزرگی ازسیراف و کنگان به یادگار مانده است.

- هم  اکنون وضعیت شعر و شاعری در شهرستان کنگان چگونه است؟

- شعر و شاعری در شهرستان کنگان، امروز جایگاه ویژه ای دارد؛ هم شاعران بومی توانمندی داریم وهم به سبب افزایش جمعیت و مهاجرت ، شاعران برجسته ای در این شهرستان ، ساکن شده اند که مجموعه ی شعری خوبی را در کنگان فراهم آورده است.

- آیا فضا برای فعالیت ادبی و شاعران جوان در شهرستان فراهم است؟

- فضای فیزیکی تقریباً بد نیست، اما فضای اجتماعی و ظرفیت و زمینه ی عرضه ی آثار ادبی متأسفانه شرایط مطلوب نیست ، چرا که کنگان فاقد هرگونه نشریه، ماهنامه ، مجله و حتی گاهنامه و رسانه های مناسب جمعی است و آثار ادبی امکان نشر مناسب و گسترده ای نمی یابند ضمن اینکه مراسم های شعر و ادبی نیز در چارچوب های محدود و مخاطبانی محدود و کم شمار برگزار می گردد. حمایت های دستگاهی و اداری از فعالیت های ادبی نیز معمولاً فاقد پشتوانه مالی و کم دوام است.

- وضعیت انجمن های ادبی در شهرستان چگونه است. چرا دیگر این انجمن های ادبی آن رونق گذشته را ندارند؟ 

- من خودم چندین دوره ، مسئولیت انجمن ادبی شهرستان را برعهده داشته ام؛ بد نیست بدانید در دوره ای ، با هزار جان کندن، اقلامی را برای انجمن ، تهیه کردم و پس ازمدت اندکی استفاده، به دلیل آوارگی انجمن، هر یک ازاین اقلام سر از جایی دیگر درآورد و صاحبی یافت. در دوره ای دیگر برای ثبات بیشتر، آمدیم در چارچوب اساسنامه تحویلی ارشاد، هیئت مؤسس و دبیری تعریف و مشخص کردیم و اسامی را هم قاب و نصب کردیم اما پس از مدّتی هم قاب از نظرها پنهان شد و هم اسامی. دردوره و سالی دیگر به طور مثال من در یک مورد، ساعت ها وقت گذاشتم و کتاب هایی را برای استفاده شاعران انجمن، انتخاب و تهیه کردم و درقفسه هایی برای امانت دهی اعضا قراردادم، اما درعرض چند دقیقه، این گلچین ها هدیه ی مراسم ها گردید. وضعیت انجمن در طول سال ها این بوده است و شما می توانید محصولش را حدس بزنید. امیدوارم در سال های آتی تحوّل اساسی صورت گیرد.

-  تجربيات زندگي در منطقه صنعتي و گازي پارس جنوبي تا چه اندازه و چگونه  مي تواند در شعرهاي شاعران آن شهرستان تاثيرگذار باشد؟

- هر سختی و تنگنایی ، می تواند ظرفیت و فرصت هایی برای پیشرفت ایجادکند. فضای شعری شاعران نمی تواند جدای از جامعه باشد. اگر طبیعت زیبای شمال در شعر نیما، نمود می یابد؛ اگر مسعود سعد سلمان، متأثر از حصارنای وسو و دهک، حبسیه های سوزناک می سراید، شاعرجنوب هم از صنعت نفت و گاز و تبعات آن متأثرمی شود؛ این تأثیرات یک وقت در نکوهش است ، یک وقت در ستایش؛ صنایع هم می توانند بازدارنده باشند هم محرّک؛ ما باید ازظرفیت ها یی که در منطقه ایجاد شده است به منظور نشر آثار ادبی و هنری، توسعه ی فضاهای فرهنگی ، ادبی و هنری و ارتقای سطح دانش ادبی جوانان منطقه استفاده کنیم.

- چرا رابطه ضعيفي بين شاعران شهرستانهاي استان با مركز استان وجود دارد و به نوعي شايد بتوان گفت كه كار و ارزش شاعران شهرستان هاي استان كمتر ديده مي شود؟

- خودم رامثال می زنم تا مناقشه ای پیش نیاید. من چندین بار برای شرکت در مراسم های ادبی به مرکز استان دعوت شده ام هر بارعلیرغم خستگی و تحمل دردسرهای سفر، با توجه به برخوردها و تبعیض هایی که در زمینه های مختلف صورت گرفته است، بیش از پیش دلسرد و دلزده شده و تصمیم گرفته ام اغلب دعوت ها را بی پاسخ بگذارم؛ ممکن است این نوع برخوردها با دیگران نیز صورت گرفته باشد و باعث دلخوری و دوری شاعران و هنرمندان شهرستانها از مرکز شده باشد. ضمن اینکه برنامه ها بایستی عادلانه در همه مناطق توزیع شود و پشتیبانان و حامیان خوبی نیز برای ایجاد ارتباط وجود داشته باشد.

- در نزد شما ارتباط شعر با مخاطب چه معنايي دارد؟

- به نظر من، شاعری که بدون در نظر گرفتن مخاطب ، شعر می گوید مثل دیوانه ای است که برای خودش نجوامی کند؛ این نجوا ممکن است برای خودش خوشایند باشد ولی برای دیگران اینگونه نیست. متأسفانه برخی از شاعران و شاید بتوان گفت خیلی ها، راه خودشان را گرفته اند و می روند و برای خودشان نجوامی کنند و تازه چوب هم به دست گرفته اند و به دیگران فشار می آورند که شما مجبورید بفهمید ما چه می گوییم و خوشتان هم بیاید. باورکنید من که فوق لیسانس ادبیات و شاعرم، بعضی وقت ها نمی دانم این شاعران پیش تاخته چه می گویند. حالا مردم عزیزی که حافظ را حافظ و مولوی رامولوی کردند نمی دانم چه طورمی خواهند سردربیاورند؟

- به نظر شما، تلاش شاعران جوان بیشتر متوجه ماندگار شدن شعر است یا تجربه کردن فضاهای نو؟

- ماندگاری و جاودانگی ، پایه و اساس مستحکم می خواهد؛ هرچه پایه و اساس محکم تر باشد، بنا ماندگارتر است ، کسانی که بر پایه های مستحکم قدیمی بناهای نو و زیبا ایجاد کرده اند به احتمال فراوان ، ماندگاریشان بیشتر از شعرهایی است که در قالب و الفاظ و اندیشه و همه چیز، نوگرایی کرده اند، هر چند «نو را حلاوتی است دگر» اما نمی توان تضمین ماندگاری به آن داد. شاعران جوان امروزی چون نتوانسته اند همچون حافظ ، هنر دیگران را ارتقا ببخشند سعی کرده اند با نوآوری ها و خلاقیت ها ، خود را ماندگار کنند که این کار آنان ممکن است مثل فضاپیمایی ، فضا را درنوردد یا در همان لحظه یا پس ازمدتی اندک منفجرشود و از بین برود.

- برخي شاعران جوان را در شعر به فقر مطالعاتي و عدم وجود منابع مطالعاتي و حتي عدم آگاهي از آنها متهم مي كنند، نظر شما در اين باره چيست؟

- با توجه به نوع زندگی امروزی و نحوه آموزش و رویکرد جامعه، این انتقاد نمی تواند بی جا و بعید باشد. ضمن اینکه طالبان شعر در گذشته جامعه ای قدرتمند و پاداش ده بودند که شاعر را ملزم به افزایش آگاهی و دانش می کرد، اما امروز شعر بیشتر به حدیث نفس نزدیک شده است و شاعر ساعت ها وقت نمی گذارد و مطالعه نمی کند تا سرانجام درد دلش را بر صفحه بیاورد. شاعران دیروز مجال زندگی اشان بیش از امروز بود. تحصیل کرده ها اگر چه کم بودند اما بار علمی زیادی داشتند. شما به زمان های نزدیک به خودمان نگاه کنید و سطح سواد ششمی های قدیم را با لیسانس های امروزی مقایسه کنید. امروز مدرک گرایی افزایش یافته و کیفیت آموزشی ما پایین آمده است . جوان شاعر ما هم یکی ازهمین جوانان تحصیل کرده امروزی است. ضمن اینکه حجم زیاد آثار و منابع نیز، صحت این اتهام را بالامی برد.

- كدام اصل، يا كدام ارزش اخلاقی است كه در زندگی فردی و جمعی شما نقش برجسته‌ای دارد؟ 

- احساس می کنم، دوستان مرا، رک و راست و صادق می دانند. سعی کرده ام زندگی ام را آرام و با برنامه جلو ببرم. هیچ چیز دنیا برایم آنچنان ارزشی ندارد که کرامت انسانی خود را برای آن ، خدشه دار کنم. خدا را بهترین و شگفت انگیزترین خالق هستی و همه انسان ها را به نوعی مظلوم و نیازمند گذشت و ترحم می دانم.

- چه توصيه اي براي دوستان و جوانان علاقمند به شعر داريد؟

- از نقد، نرنجند. خودشان بی رحم ترین منتقد خود و آثارخود باشند. برای شعر خود ارزش قایل شوند تا دیگران هم به آثارشان ارج بنهند. در سرودن شعر و خلق آثار ادبی ، به هر دو فضای شاد و حزن انگیز توجه داشته باشند. انتظارنداشته باشند: « یک شبه ره صدساله راطی کنند».

- سخن پایانی؟

- سخن پایانی ام خطاب به برخی مسئولین استانی وشهرستانی است. چندوقت پیش در مراسمی ادبی در کنگان ، به پیشنهاد اینجانب و انعکاس خوب رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان، خانم دکتر ماحوزی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، فرمانداری کنگان ، آقایان دشتی مطلق رییس شورای اسلامی شهرستان و کنگونی اصل رییس شورای اسلامی بخش مرکزی  کنگان ،5 کمک هزینه دو میلیون تومانی چاپ کتاب شعر شاعرانی که در همان جلسه قرعه کشی و انتخاب شدند را تقبّل کردند، امیدوارم با عنایت مسئولین یاد شده این وعده هرچه زودترمحقّق شود. از نسیم جنوب که این فرصت رابه من داد و مرا شایسته مصاحبه دانست متشکرم.

نگارش در تاريخ یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ توسط ابراهیم ثابت

سلام بردوستان وایرانیان دوست داشتنی

داریم به دهه مبارک فجرنزدیک می شویم.

درذهن همه ما ،خاطرات شیرینی ازاین دهه وجود دارد.درذهن قدیمی هایی که این انقلاب را به وجودآوردند،خاطراتی شیرین تروجود دارد.امیدوارم هرسال که ازاین واقعه شکوهمندمی گذرد،مردم عزیز ایران بیش ازپیش ،طعم شیرین پیشرفت وتوسعه را بچشند ودلشان باتدابیردولتمردان، همواره خوش باشد ودرخت امیدشان هرسال بارورترشود.

شادباشیدوسالم وخداوندپشت وپناهتان!

 

نگارش در تاريخ یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۳ توسط ابراهیم ثابت

لایق مولانیست،تحفه ی درویش است:


بازآمددردوغم ،درماه غم های حسین

ماه خنجر،ماه خون،ماه تولّای حسین

این همه آتش که برپاگشته ازجنس چه است؟

جنس غربت،جنس غم ،جنس تمنّای حسین

اوبرای امّت جدش به دشتی داغ زد

کربلاباتیروخنجرشد،پذیرای حسین

آن همه کوفی که مولاراامام خویش خواند

می کننداکنون،به ترس وحرص،حاشای حسین

ملک ری شدوعده ی کشتار اولادحسین

ملک ری اکنون کجاوملک زیبای حسین؟!

آب رابستندبرسرچشمه های معرفت

ای به قربان حسین وقدرعنای حسین!

کوفیان دیروزرادیدندو حال خویش را

غافل ازهنگامه ی زینب وفردای حسین

کودکان شیرخواره ازعطش می سوختند

مشک های خشک می شددرد عظمای حسین

راه بسته،تیردرزه،جزعلمدارش چه کس

درسکوتی تلخ می دانست،غوغای حسین؟

رفت تشنه سوی آب ومشک راپرآب کرد

آب نانوشیده برمی گشت،سقای حسین

روح زیبای خدایک ذرّه درکوفی نبود

تیرباریدند برعباس تنهای حسین

یک به یک کشتند یاران حسین،باتیرظلم

جویبارازکربلارویاند، دریای حسین

تازه دامادی حنانارفته درخون غوطه خورد

پیرمردی ،شیرگون جنگیدهم پای حسین

شوق دنیــابودآیا؟ یا قیــام معــرفـت؟

آنچه جاری بوددرتصمیم والای حسین

گرچه درصحراکبوترهای مولاسوختند

تاقیامت درجهان پیچیدآوای حسین

ای خداچشمان ماازدردمولاخیس نیست

گریه هایی هست برزخم بقایای حسین

زینبش زنجیردرپا،کودکانش درعزا

شمرهامستانه می رقصندبرپای حسین

یک طرف،سررانهاده،یک طرف فرزنداو

مجلسی برپاشده بهرتماشای حسین

هرکه اندوه رقیه بشنودمجنون شود

باچه آرامش بگیردقلب لیلای حسین

این حسین فرزندزهرابود،زهرای رسول

ای خدا! پرپرچراکردند گل های حسین؟

کاش هرچه بودم وآدم نبودم تاچنین

تیرآدم رانمی دیدم دراعضای حسین

ای حسین دستم بگیروقصه را ازنوبگو

نیستم من لایق توصیف وانشای حسین

نگارش در تاريخ جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۳ توسط ابراهیم ثابت

وقتی برای یک یاس،سنگی مذاب باشی

باید که شب نشین کنج خراب باشی

وقتی عزیزچشمی،لب تشنه درتکاپوست

بایدکه پای تاسر،درکامش آب باشی

یک صندلیّ چوبی،یک نام پرهیاهو

آنقدردلنشین نیست تادرعذاب باشی

بازیگران این خاک ،نقشی غلط کشیدند

مجذوب آسمان باش،تادرکتاب باشی

ماهی اگر،خیال است؛خورشیدشب محال است

نورتو تا ابدنیست،وقتی شهاب باشی

درنوراین پلاتو ،ماچهره می شناسیم

ازرخ نقاب بردار تا بی نقاب باشی

ای کاش حکم ما را با خاک می نوشتند

تاتو طلای نابم ، بی اضطراب باشی

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۳ توسط ابراهیم ثابت
استان بوشهر،نگینی است برخلیج همیشه فارس؛این نگین درخشان را،شهرستان زرخیزکنگان که عسلویه نیز،همانندجم،ازدامان پرمهرآن،به عنوان شهرستانی تازه متولدشد،درایران وجهان،درخشان ترکرده است.

یکی ازبزرگترین ذخایرگازی جهان وخوان گسترده ی نعمت های الهی درکنگان وعسلویه وساحل زیبای خلیج فارس گسترده است،نعمت های این سوی خلیج فارس با نعمت های آن سوی خلیج همیشه فارس،هیچ تفاوتی باهم ندارندودرنقشه جغرافی خداوندهیچ خط ومرزی وجودنداردامامتأسفانه برخورداری درآن سوواین سوباهم برابرنیست.درآن جا پول های سرریزشده ازسفره های مردم سرازکیسه های داعش وتروریست های این طرف وآن طرف درمی آورد،امادراین سو،پول ها ،لوله کشی می شود به جاهای دور؛ متأسفانه دراین جا هنوزهستندمردمی که نان کودکانشان را با جمع آوری وفروش بطری وپلاستیک های کهنه تهیه می کنند.

خداوند نعمت ها رابرای چه کسانی آفریده است؟ اصلاً دورازذهن وانسانیت نیست که همه انسان ها ومؤمنان حق دارند ازنعمت های الهی برخوردارشوند،اما به چه قیمتی وچه کسانی مستحق ترند؟

آیا کسانی که صدها کیلومتردورازاین نعمت زندگی می کنند مستحق ترندیا کسانی که درچندکیلومتری آن ،دود ودمش به چشمشان می رود؟

آیادرچندکیلومتری مخازن طلا،کودکی می بایست درحسرت چرخ وفلک وپارک بزرگ تفریحی ،روزش را به شب برساند ودیگری درآن دورها،هرساعت را درپارکی وباغ وحشی وشهربازیی بگذراند؟

آیا نمی توان درمیان قرآن واحادیث وسخنان بزرگان دینی ،سخنی را یافت که: می شود لااقل خمس وزکات اموال ونعمت های یک منطقه را به خودشان برگرداند؟

آیا یک جوان ویک مرد کم بضاعت دراین مناطق ثروت خیزوآلوده ،باید برای ساختن سرپناهی کوچک تاآخرعمر حقارت بکشد وهیچ حامی مطمئنی نیابدودیگری درجایی دوربرای فرارازآلودگی وترافیک ازبیت المال ،امتیازوحق ویژه بگیرد؟

استان ها وشهرهای مرزی برخوردارازذخایرونعمت های الهی بیش ازدیگران مستحق توجه اند،چراکه آنان نمی خواهند بچه هایشان جلوی بچه های همسایه کم بیاورند،بایدبه خوبی به مردم این مناطق رسیدگی کرد تاهم دشمنان برای آنان خواب ناخوش نبینند وهم یک ذره حسرت همسایگانشان رانخورند ؛همسایگانی که نعمت هایشان هیچ تفاوتی با نعمت های این طرف ندارد وتنها تفاوت درعظمت تمدن ایران شکوهمند،تواضع وافتادگی وبخشندگی گنج نشینان ومتأسفانه بی انصافی برخی حکمرانان است. بیگانگان واستعمارگران همیشه چشمشان به مرزهاست،سمرقندوبخارا وافغانستان وبحرین درکجای نقشه قدیم ایران بودند؟ محرومیت،آب گل آلوداست ودشمنان ایران واسلام،صیادانی زیرک؛مباداازآب گل آلودماهی بگیرند!

آری ،مردم کنگان وعسلویه واستان بوشهر، ازصاحب نعمت ترین مردم ایران عزیزهستند،آن هاهیچ ادعایی ندارند؛آن هاگازشان رابه هیچ یک ازاستان های کشورنمی فروشند همانگونه که آب رانیزازجایی نمی خرند؛آن هاباپول نفت وگازشان،داعش راقدرتمندنمی کنند،آن هانفت وگازشان رابه همه ی ایران هدیه کرده انداما دراین رهگذر چه چیزی نصیب خودشان شده است؟شعله های گازاتاق های خواب شبشان راهمیشه روشن نگه داشته است،بوی گازودود ومحصولات پتروشیمی ،چشمهایشان راسوزان،گلوهایشان راپردرد ودود وخون هایشان را آلوده کرده است. آیا بی جاست که به جای هزاران بشکه نفت وآن بی شمارحجم گازوآن مقدارمحصولات پتروشیمی،چندپاکت شیررایگان درمیان این مردم توزیع شودتاازمسمومیت نمیرند؟آیابی جاست که کارمندان وکارگران این مناطق نه مثل آنانی که دو حقوق می گیرند تا به منطقه مابیایند ،حداقل حق ویژه یا حق زودمرگی بگیرند؟

آیابی جاست هواپیماهایی که هرروز،شاغلان وخانواده های غیربومی وخیل عظیم بازدیدکنندگان رارایگان به اینجامی آورند وازاینجا خارج می کنند،باهمان حجم،هرازچندگاهی مردم این مناطق رانیزازاین همه دودوآتش دورکنندوبه سفری زیارتی تفریحی ببرند؟

آیابی جاست به جای هرفلر پخش کننده دودوآلودگی برجسم وروح مردم،صدهادرخت درجواروحریم خانه هایشان بروید؟

آیابی جاست اینکه به جای این همه گرانی های ناخواسته که به دلیل وجود معادن ومخازن وصنایع گازونفت،برمردم منطقه تحمیل شده،تخفیف هایی درحامل های انرژی،خدمات دولتی،بیمارستانی و...به این مردم داده شود؟

چه کسی می تواندتضمین کندکه اسرائیل نادان ،هیچ گاه به نیروگاه اتمی بوشهرحمله نمی کند حتی درآن روزی که روبه موت باشد،یا اینکه این نیروگاه هیچ گاه دچارنقص ونشت نمی شود ومردم استان بوشهررانسل اندرنسل دچارمشکل نمی کند؟!؛محافظان اشخاص معمولاًازبالاترین نرخ حقوقی برخوردارنداما مردم استان بوشهرونوادگان رییس علی دلواری که دراطراف نیروگاه اتمی بوشهرزنجیره انسانی تشکیل داده اند،چه حقوق اضافه ای می گیرند؟ برق ارزان؟گازکم آبونمان؟ یا...؟

من یقین دارم هیچ یک ازاین خواسته ها درپیشگاه پرودگارعادل ومتعال،بی جاوگزاف نیست؛امادردیدگاه هرکس که منصف وعادل نباشد نوعی فضولی،گستاخی،زیاده خواهی ودخالت درامورقدرتمندان تلقی می شود.من به همه توصیه می کنم که ازترازوی عدل الهی بترسند.قضاوت خداوندبراساس صورتجلسات دولت ومجالس کشورها وهیئت مدیره شرکت هانیست وهیچ کس به استنادصورتجلسه دولت ومجلس به بهشت نمی رود وهیچ کس هم به بهانه ی معذوریت درقبال هیئت مدیره ازآتش دوزخ رهایی نمی یابد:

                  من عمل صالحاً فلنفسه ومن أساء فعلیها وماربّک بظلّام للعبید. (فصلت،آیه 46)

 (کسی که عمل صالحی به جاآوردنفعش برای خوداوست وهرکس بدی کند به خودبدی کرده است وپروردگارت هرگزبه بندگان ستم نمی کند.)

ای مردم مستحق ومحروم! اگرچیزی به مابدهند"پررو" می شویم .درست می گویند"پررو" شده ایم ؛چراکه مانه برای گدایی می رویم که باسکه ای خرسندشویم ؛ماحقمان رامطالبه می کنیم.خداونداین نعمت ها رابه هرمنطقه ای هدیه کرده است،حتماً این حق راهم داده است که صاحبان نعمت ،باید ارباب وبرخوردارباشندنه کاشفان نعمت،امامتأسفانه اکنون ما نوکروگداشده ایم وکاشفان ،ارباب وبرخوردار.

ماآرام ومتین ،متقاضی اصلاح نگرش همه مسئولان ازجمله مسئولان محترم وزارت نفت ومنطقه ویژه هستیم وصبورانه چشم انتظاریم ،چراکه صبرراازخداوندمتعال وقرآن کریم آموخته ایم ومی دانیم که:"إن الله مع الصابرین "وصدایمان را نیزجز،برای حق خواهی ومبارزه با ظلم بالانمی بریم وبرای حق طلبی نیزبنا به توصیه ی خداوند متعال ،ازهیچ کس جزخودش نمی ترسیم:

فلاتخشوهم وأخشونی و لأتمّ نعمتی علیکم ولعلّکم تهتدون.  (بقره،آیه 150)

ازآن ها نترسید[وتنها]ازمن بترسید.نعمت خودرابرشما تمام کنم تاهدایت شوید.

 

 

 

نگارش در تاريخ شنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۳ توسط ابراهیم ثابت

نشست فعالان ستادهای جنوبی دکترروحانی-جم

 

 نشست  کارگروه نخبگان شهرستان کنگان- فرمانداری

 

 

 

                           نشست فعالان ستادی -استانداری بوشهر

 

 

 نشست ستادهای جنوبی- نخل تقی

 

شب شعرانارستان- ریز

نگارش در تاريخ شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ توسط ابراهیم ثابت

یک تیرسرخ،چلّه نشسته،میــــان لب

بایدبه دست دل،بسپارم،کمــــان لب


برخــی،بیان عقل،به بازی گرفته اند

بایدبه رخ کشیدپس ازایــن،زبـــان لب


لب،سالهاست،سرد،پس پرده مانده است

وقت است،گـرم،پــرده بــدرّد،جــوان لب


سگ،واق،اسب،شیهه،همه نعره می کشند

آدم،تـکــان نداده کمـی استخــــوان لب


هرجاکه فکرکــارکند،ردّی ازلــب است

جز جای خویش؛نیست درآنجانشان لب


شب،جمع می کندسرزلف سیاه خویش

تــاآفتـــاب ســــرخ بیـایـــد،میـــان لب


زیباست کهکشان!که بغلطدمیـــان شعر!

زیبــاست هـــرتـلألــؤیی ازآسمـــــان لب




نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۳ توسط ابراهیم ثابت
مذاکرات هسته ای میان ایران و1+5 دربرهه های متفاوت ، سال هاست که درجریان بوده و تاکنون ادامه یافته است اما همواره عوامل متعددی برروند مذاکرات تأثیرگذاربوده اند و همین عوامل که برخی اوقات خارج ازاراده وخواست مذاکره کنندگان بوده است ،مانع ازدست یابی به توافق نهایی شده است.آمریکا به ناچاربایستی پاسخگوی لابی با نفوذ صهیونیست وتعدادی ازکشورهایی باشد که یا به دلایل افراطی گری درمذهب یا به سبب ترس ازقدرتمندتر شدن ایران درهمسایگی آنان ،معمولاً مخالف مذاکرات ودستیابی به توافق بوده اند وهمواره با استفاده ازاهرم ثروت وقدرت وامتیازهای اقتصادی ،آمریکا وبسیاری ازکشورها را واداریا تشویق کرده اند که دست به انزوای ایران بزنند.ضمن اینکه دولتمردان آمریکا  باهدف قانع کردن افکارعمومی، مبنی برمنطقی ودرست بودن مخالفت ودشمنی باایران،سال ها تلاش کرده وتوانسته اند چهره ای منفی را ازایران درمیان افکار عمومی خودوبرخی کشورهای حامی ایجادکنندواکنون درصورت تصمیم برای اصلاح این ذهنیت ها ، نیازمند همان میزان تلاش وچه بسا بیشتر هستند.

ایران نیز به دلیل حمایت بیش ازحد آمریکا ازشاه مخلوع، نقش آفرینی درکودتای 28 مرداد،حمایت ازصدام حسین درحمله به ایران،توقیف دارایی های ایران،حمایت ازرژیم اشغالگرفلسطین و... تاکنون دل خوشی ازآمریکا نداشته است وبه همان میزان،  درایران نیز تلاش شده است که افکارعمومی، نسبت به آمریکا آگاهی های لازم را کسب کند. همچنین با توجه به اینکه دولت ایران برمبنای انقلاب اسلامی مردم وقانون اساسی خود می بایست حامی مسلمانان ، ازجمله مردم مظلوم فلسطین باشد،تاکنون به خوداین اجازه رانداده است که نسبت به آرمان های ملت فلسطین کوتاهی کند واسرائیل را به رسمیت بشناسد یا بااین رژیم همکاری کند.واین امراسرائیل رادرجبهه مخالف ایران قرارداده است.درجنگ ایران وعراق نیز تعدادی ازکشورهای عربی با توجه به حس ناسیونالیستی، اقدام به حمایت ازصدام  وبه وجود آوردن اختلاف با ایران کردند که این اختلافات به دلیل تفاوت قومی ومذهبی ،متأسفانه تاکنون نیز دربرخی کشورها ازجمله عربستان سعودی برقرارمانده است.

همه ی این موارد باعث گردیده است که  کشورهاو گروه های متعددی ، همواره نگران روند مذاکرات وسعی در تأثیر گذاری برآن باشندکه همین ها،تاکنون مذاکرات رااین قدرطولانی کرده است.درجریان مذاکرات هسته ای وجزآن ،تا اندک نشانه هایی  ازتوافق آشکارمی گردد،بسیاری برآن می شوند که درروندمذاکرات کارشکنی کنند ومانع ازدست یابی به توافق شوند. علاوه برموارد یادشده، گروه هایی نیز دردوکشور آمریکا وایران که ازقدرت دورمانده اند و سعی دربه دست گرفتن مجدد قدرت دارند،نمی توانند ازروند مثبت مذاکرات اظهار خرسندی کنند وشاهدتقویت قدرت وجایگاه رقیب درمیان مردم باشند،بنابراین تلاش می کنند که افکارعمومی راباخود همراه کنند وبه مخالفت باسیاست های دولت خود بپردازند.درهمین راستا، هرچه نشانه های کم شدن اختلافات میان ایران ومذاکره کنندگان بیشترباشد به همان میزان وحدت وانسجام درمیان جبهه ی مخالف نیز بالا می رود، کمااینکه گزارش های بسیارمثبت ازدوراول مذاکرات هسته ای  باعث گردید که بسیاری ازکشورهای درظاهر مخالف به تقلابیفتند وبا اتخاذ تصمیمات همسوباهم و ایجادوحدت رویه دربین خود،کسی مثل فابیوس را تشویق وترغیب به کارشکنی درمذاکرات کنند.

برای غلبه براین طیف مخالف وگمراه شدن آنان ،بهترین راه سرگرم کردن آنان به مسائل دیگراست و اکنون که باتدبیرمذاکره کنندگان، مذاکرات درپشت درهای بسته وبه صورت کاملاً محرمانه درجریان است ،کمترکسی گزارش های دقیقی ازتصمیمات اتخاذشده ومیزان دقیق توافقات ارائه می دهد وهمین امر باعث می گردد که جبهه مخالف ،ازچندوچون قضایاآگاه نشودوخیلی زیاد نتواند نگران توافقات احتمالی شودوبا امیدبه شکست مذاکرات، اقدام های زیادی درراستای به شکست کشیدن آن انجام نمی دهدو اگرنشانه های عملی درسیاست دولت ها نیز نشان دهنده اختلاف نظرباشد، این موضوع بیش ازآن، کمک می کندکه خیال کشورهای مخالف وتندروهای دوکشوربیش ازپیش راحت شودو به جای توجه به مذاکرات و ایجاداخلال درآن،فکروذکرشان معطوف به موارداختلافی ودامن زدن به آنها وجلوگیری ازرفع آن باشد.تصمیم پارلمان اروپا به مشروط ساختن بازدیدازایران به دیداربابرخی افرادمحدودشده وواکنش شدید مجلس ایران وبرخی مردم ودولت نسبت به آن  ،معرفی آقای ابوطالبی به عنوان نماینده ایران درسازمان ملل ومخالفت آمریکا باآن،قضیه ی دفن ریچاردفرای دراصفهان  وایجادحساسیت درمیان برخی ازمردم ایران و...اگرنگوییم که تدبیرخودمذاکره کنندگان است که می تواند دورازذهن هم نباشد؛ خواسته یا ناخواسته ذهن ها را ازمذاکرات دورمی کند و به مخالفان این نویدرامی دهد که مذاکرات به شکست خواهد انجامید.

اما همه ی این موارد،تنها یک روی سکه است وروی دیگرسکه آن است که به دلیل درگیرشدن غرب و روسیه ،بایستی هرچه سریعترپرونده مذاکرات هسته ای باایران بسته شود وتمام هوش وحواس اروپاوآمریکا، معطوف به روسیه شود.اگرغرب بتواند به توافق باایران دست یابد، می تواند مانع ازپیشرفت روسیه درخاورمیانه شود وچنانچه به این مهم دست نیابد چه بسا روسیه بتواند با همراه ساختن ایران وبرخی کشورهای دیگر،بلوکی قدرتمند درمقابل غرب ایجاد کندکه مضرات این امر،بسیاربیشترازتوافق حتی عجولانه باایران است،هرچندکه به دلیل هراس خودروس ها ازایران وغیرقابل اطمینان بودن تصمیمات روسیه درقبال ایران،وعدم اعتمادایرانیان به روس ها ،این امر چندان جدی به نظرنمی رسد،امابه هرحال می بایست مذاکره کنندگان به این موارد وخطرها توجه کنند ومذاکره با ایران را هرچه زودتر خاتمه دهند که نزدیک شدن هردورمذاکره به هم ،نشان دهنده همین امراست وبیانگرآن است که توافق می تواند قریب الوقوع باشد.

نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۳ توسط ابراهیم ثابت


ای دل به خیال خام ،رفتارنکن

نجوای عبث ،به شوق، تکرارنکن

من می روم وتوبی ثمرمی مانی

اینقدردرآن سینه ،مراخوارنکن

*

هرآمدنی که هست ،رفتن دارد

هرمیوه تازه ،دست چیدن دارد

پندارنکن که تاابد می مانی

این شیشه بهانه شکستن دارد

*

زیباتر ازآبشارها من بودم

جذاب ترین بهارها من بودم

درپیش نگاه توغباری ردشد

درلای همان غبارها من بودم

*

باران نگرفته راهی جاده شدیم

پیچیده شدیم درخود وساده شدیم

درحجم سیاه این زمین ،باسختی

یک لحظه نایستاده،افتاده شدیم

*

گفتند که عمرمی رود گفتم: نه

گفتندشکسته می شوی گفتم:اَه

دیدیم که عمررفت وقامت خم شد

به به به شکوه چرخ ! به به !به به!



نگارش در تاريخ شنبه نهم فروردین ۱۳۹۳ توسط ابراهیم ثابت
رییس جمهورعزیز دکترروحانی پیامی را به مردم ایران ازجمله اینجانب ارسال نمودند ونوروز را تبریک گفتند .جا دارد این کارپسندیده را ارج بنهم وپیامی سرگشاده را خدمت این مرد بزرگ ودوست داشتنی وامید ملت ایران تقدیم کنم:

رییس جمهور عزیزومحبوب جناب آقای دکترروحانی

باسلام وسپاس فراوان

پیام تبریکتان رامن وبسیاری ازمردم ایران دریافت نمودیم.امیدوارم درهشت سالی که چشممان به جمال شماروشن می شود،هر روز برای شماوملت شریف ایران ،نوروز باشد وهیچ خاری گل رخسار شمارا نیازارد.

                                                                                              دوستدارشما

                                                                ابراهیم ثابت

اسلایدر