شماتشنه من چند گرداب دارم
کمی غصه ، یک ذره مهتاب دارم
اگرشامتان قصه ی تازه ای نیست
کمی من غزل های نایاب دارم
*********
غروب آمدکسی دلتنگ مانــده
نـگاهی درنگـاه سنــــگ مانـده
شتابان جاده ها درپشت سرماند
هنـــوزازراه صدفرسنــگ مانــده
نشـانــی نیسـت ازبیـــداد آواز
شکــوه درد درآهــنـگ مانــده
همه رفتند تا آن سوی آفــــاق
کسی دراین بیابان لنگ مانده
نزد زخمی به روحم تارخسته
دودستــم بی قرار چنگ مانــده
خودم این جا میان این همه دشت
دلــم ،درکوچه های تنگ مانــده
ســرم ،تا دست های تو نیایــند
به روی تیغ های سنگ، مانــده
***
غزل دشمن غزل خونخوار من شد
غــــــــــزل ، رسواگر پندار من شد
دوبــــــیتــی ،برگزیدم ، تا بیایـی
به جـای تو ، دوبیتی یار من شد
***
گرفتارگلی رنجورهســــــتم
به اونزدیک وازخوددورهستم
کنارگل هزاران بوته خاراست
ندیدم خارحتما" کورهستم
***
نخواه ازمن که باز،ازنو بیایم
سراغ یار، چون خسرو بیایم
نگهبانان تو سگ های هارند
چه طوری وسط"وو وو"بیایم
****
به وبلاگ شمیم شعرفارسی ابراهیم ثابت خوش آمدید.من کارشناس ارشدزبان وادبیات فارسی،دبیرادبیات مدارس متوسطه وراهنمایی کنگان هستم .چندین سال به عنوان مسئول انجمن شعروادب این شهرستان بوده ام ،لیسانسم راازدانشگاه تهران وفوق لیسانسم را ازدانشگاه پیام نور اصفهان گرفته ام.