من باغبانم
من باغبانم
بوستانی دارم ازگل های رنگارنگ
گل های من
یک روزازچشمان زیبای شماپیداست
گل های من
یک روز،آهن،شعر،چشمه
گردوخاک این زمین هستند
گل های من،بسیاررنگارنگ ونامأنوس چشمان زمستانی است
من باغبانم
من نمی ترسم
من نمی ترسم گل من زشت باشددرنگاه کوچه وبازار
من نمی ترسم گل من درمیان توده هاباشد
من نمی ترسم
دوست باشم باخدایی که
درزمستان،شعله
درپاییز،باران
دربهاران،تازگی دارد
من باغبانم
باغبان صدشوق داردتاکه گل هارابیاراید
باغبان
یک گل ندارد
باغبان صدهاگلستان داردازگل های رنگارنگ
من خداهستم
خدایک مردساده
یک زن دیوانه
یک تازه جوان مست
یک روحانی عاشق
خدا حتی
دزدقاتل
جانی بی رحم
یاسرمایه داری مهربان دارد
من خداهستم
باهزاران گل که درچشمان گرمم،مثل صدهاچشمه می روید
من جهان را
بی قراریاس وشب بو
مست بوی دلکش بابونه خواهم کرد
گل های من
نامهربانی،مهربانی نیست
مهربان باشید...
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 17:37 توسط ابراهیم ثابت
|
به وبلاگ شمیم شعرفارسی ابراهیم ثابت خوش آمدید.من کارشناس ارشدزبان وادبیات فارسی،دبیرادبیات مدارس متوسطه وراهنمایی کنگان هستم .چندین سال به عنوان مسئول انجمن شعروادب این شهرستان بوده ام ،لیسانسم راازدانشگاه تهران وفوق لیسانسم را ازدانشگاه پیام نور اصفهان گرفته ام.