جنگ اگرخون ریخت هیبت آفرید

شهدشیرین شهادت آفریــد

تلخ اگرشد کام فرزند شهید

برلــب ملت حلاوت آفریــد

*

جنگ زیبا وزشـــت با هم بود

قصـــه ی بــــد نوشت آدم بود

یــک دوپــا با هــزارفـــــکرپلـــید

هرچه خون ریخت پیش او کم بود

*

دشت ها عرصه ی شقایق شد

تخته های شکسته قایق شد

آرزو بــود دردل هــــرمـــــــــرد

رفت اما کسی که لایق شــد

*

این غریب ازجهان چه می خواهد

جزکمی آب ونان چه می خواهد

ماهمه ،چند استخوان هستیم

ازجهان استخوان چه می خواهد

*

روح مردان حق زمینی نیست

جنگ اندیشه ای حسینی نیست

هرکــه صـــدام می تــــوان باشد

هیچ کس درجهان خمینی نیست

*

جنگ اگرچه زشت، زیبا آفریــد

قصـــته ی سبزمسـیحا آفریــد

جنگ اگرخون بود واندوه وفراق

عــز اکنــون ، صلــح فـردا آفرید

*

ازجنگ چگونه تمجید کنم وقتی جنگ

کوبیـــــــــد تمام جام هایم برسنگ

جـــزقصـــــه نماند، ازعـزیـــزان ،آری

ایـــــن است حـــــکایت جنگ وتفنگ 

*