جنگ
جنگ اگرخون ریخت هیبت آفرید
شهدشیرین شهادت آفریــد
تلخ اگرشد کام فرزند شهید
برلــب ملت حلاوت آفریــد
*
جنگ زیبا وزشـــت با هم بود
قصـــه ی بــــد نوشت آدم بود
یــک دوپــا با هــزارفـــــکرپلـــید
هرچه خون ریخت پیش او کم بود
*
دشت ها عرصه ی شقایق شد
تخته های شکسته قایق شد
آرزو بــود دردل هــــرمـــــــــرد
رفت اما کسی که لایق شــد
*
این غریب ازجهان چه می خواهد
جزکمی آب ونان چه می خواهد
ماهمه ،چند استخوان هستیم
ازجهان استخوان چه می خواهد
*
روح مردان حق زمینی نیست
جنگ اندیشه ای حسینی نیست
هرکــه صـــدام می تــــوان باشد
هیچ کس درجهان خمینی نیست
*
جنگ اگرچه زشت، زیبا آفریــد
قصـــته ی سبزمسـیحا آفریــد
جنگ اگرخون بود واندوه وفراق
عــز اکنــون ، صلــح فـردا آفرید
*
ازجنگ چگونه تمجید کنم وقتی جنگ
کوبیـــــــــد تمام جام هایم برسنگ
جـــزقصـــــه نماند، ازعـزیـــزان ،آری
ایـــــن است حـــــکایت جنگ وتفنگ
*
به وبلاگ شمیم شعرفارسی ابراهیم ثابت خوش آمدید.من کارشناس ارشدزبان وادبیات فارسی،دبیرادبیات مدارس متوسطه وراهنمایی کنگان هستم .چندین سال به عنوان مسئول انجمن شعروادب این شهرستان بوده ام ،لیسانسم راازدانشگاه تهران وفوق لیسانسم را ازدانشگاه پیام نور اصفهان گرفته ام.