آیینه دربرابرچشم تومـــــاه بود
یک آسمان ستاره درآن یک نگاه بود
درپایتخت قلب تو اردو زدم ولــی
انگارعشق بچه دهاتی گنـــاه بود
یادت می آیدآن شب مهمانی کلاس
ظرف بـزرگ آش تومانندکـاه بود
ازپله ها می آمـدم و خنده های تو
خورشیدآن شب سرد وسیــاه بود
من بودم وتوبودی وزاینده رود شعر
عشق لطیفمان وسط یک سپــاه بود
آن روزها گذشت ومن وتودراین میان
دردی نصیبمان شد وراهی که چاه بود
من بیژنــم منیژه! ندانسته رفته ای
تنها امیدمن به نگاه تومــــاه بود
چنددوبیتی
پریرویان برای یار خارند
پیاپی نیش زنبورندومارند
توشیرین می شوی،شیرین ترازقند
تورا زهرهلاهل می شمارند
موشهری نیستم اهل دهاتم
موبامفتون وفایزهم ولاتم
نمی خوام حورزیبای بهشتی
«موقربون سرزلف سیاتم»
قشنگ ودلفریب وجان پسندی
شبیه آسمان بالابلندی
به پایت هرچه درعالم می ریزم
بگو!باسکه نه!باشعرچندی؟
زنان مانندگل توباغبانی
تومهمانداریاسی مهربانی
نترس ازپیری وافتادگی ها
که تاهمراه زن هستی،جوانی
امروزیادتوراسنگ می زدم
یک مشت توی سینه ی دلتنگ می زدم
تاباورم شود که توخوبی،شبیه خار
خودرادقیق جای شتررنگ می زدم
ازاین تصویربوی غم می آید
غروبی خسته ودرهم می آید
نخنداین قدرشیطان،دورحوا
صدای هق هق آدم می اید
درسطرسطرجمله ها تصویریارم می کشم
یک ماه ازچشمان اوبرروزگارم می کشم
تامثل اوشیرین شود لب های تلخم می روم
لب های اورابر«لب تقصیردارم» می کشم
همه مجنون بی شیرین، همه مات
همه درچشم ها دنبال سوغات
همه با عشوه ای روبازسرمست
همه درپرده ای تاریک تر...کات
به وبلاگ شمیم شعرفارسی ابراهیم ثابت خوش آمدید.من کارشناس ارشدزبان وادبیات فارسی،دبیرادبیات مدارس متوسطه وراهنمایی کنگان هستم .چندین سال به عنوان مسئول انجمن شعروادب این شهرستان بوده ام ،لیسانسم راازدانشگاه تهران وفوق لیسانسم را ازدانشگاه پیام نور اصفهان گرفته ام.