هرچه بودی
هرچه بودی به کام خوش بودی
بی غزل ، بی سلام ،خوش بودی
می نشستی به دل شبیه شعر
مثل شــهد کلام ،خـــوش بودی
گونــه های تورا نمی شد خورد
لب نخورده ،به کام خوش بودی
آن هـــمه ســال وهفته وساعت
پیش چشمم مدام خوش بودی
مــن تــورا پـــــخته می پسندیدم
غــافل ازآن که خام ،خوش بودی
عشق من ذره ذره ات خوش بود
هم به تن ، هم به نام خوش بودی
خوش به حال کسی که رامت کرد
ای غـــــــزل تـوی دام خوش بودی
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 23:39 توسط ابراهیم ثابت
|
به وبلاگ شمیم شعرفارسی ابراهیم ثابت خوش آمدید.من کارشناس ارشدزبان وادبیات فارسی،دبیرادبیات مدارس متوسطه وراهنمایی کنگان هستم .چندین سال به عنوان مسئول انجمن شعروادب این شهرستان بوده ام ،لیسانسم راازدانشگاه تهران وفوق لیسانسم را ازدانشگاه پیام نور اصفهان گرفته ام.