هرچه بودی به کام خوش بودی

بی غزل ، بی سلام ،خوش بودی

 

می نشستی به دل شبیه شعر

مثل شــهد کلام ،خـــوش بودی

 

گونــه های تورا نمی شد خورد

لب نخورده ،به کام خوش بودی

 

آن هـــمه ســال وهفته وساعت

پیش چشمم مدام خوش بودی

 

مــن تــورا پـــــخته می پسندیدم

غــافل ازآن که خام ،خوش بودی

 

عشق من ذره ذره ات خوش بود

هم به تن ، هم به نام خوش بودی

 

خوش به حال کسی که رامت کرد

ای غـــــــزل تـوی دام خوش بودی