شهید

شهید

شهید شعرسپیدی است درسیاهی قرن

شهیدشبنم صبحی است درتباهی قرن

 

شهیدمثل قصیده است پرطنین وبلند

شهیدرمزعبوراست درسیاهی قرن

 

شهیدآینه ای روبروی هرچه قشنک

شهید رهبرگل هاست درسه راهی قرن

 

شهید زنده وجاوید مثل روح خدا

شهید قله نشین است با گواهی قرن

 

جهان دوباره هوس کرده تا برآشوبد

بگو شهید بیاید به داد خواهی قرن

 

بگوشهید بیاید به دادخواهی قرن

...................................

 

*

به یادرفتگان آوازهم یادآورحسی است ،هم حـالی

عزیزان رفته وبا یادشان ما شعرمی پیچیم درشـالی

درخت خاک ما لرزید مشتاقانه پای ریشه جان دادند

که مازیردرختان عاشق چشمی شویم وخوش خط وخالی

گروهی گوش برهرداستان رزم آن پروانه ها بستـند

گروهی با تعصب مشت کوبیدند روی طبل توخـالی

من ازهنگامه ی آنان نمی گویم که این تصدیق تاریخ است

بزرگ است آنکه جان داده ست  پای مرزهایش با سبکبالی

شبی ازلاله های خفته ازپندارهای خویش پرسیـدم

جوابم داد یک خورشید پوش ازبینشان با خشم وبدحالی

توصدها سال دوری ازمن وازداستان روزهای جـنگ

کنارتو فقط یک چپیه ازمن مانده ویک تکه ازشالـی

کجاازوسعت زخم عمیق شیمیایی ها خبــرداری ؟

توکه ازدرد می پیچی به خود با نیش های ریزتب خالی

نمی خواهم غزل را هدیه ی روحم کنی روحم پریشان است

ازاینکه چون تو می گیرند، با تابوت های ما پروبـالی

به جای آنکه برخاک وپلاک خونی ما بوسه ها ریزی

بزن مشتاق تر،یک بوسه بردستان سرد دوستم ،سالی  

 

امام خمینی

امام خمینی

چه عاشقانه آمدوچه عاشقانه ترپــرید

کسی که هرچه داشت، دادوانقلاب آفرید

بزرگ بود وبی ریا ،صبوربود واستوار

به هیبت امام ما چه کس دراین زمانه دید

*

اگرخدا ندیده ای ،اگرندیده ای رسول

امــــام را که دیده ای ،پرازتــمام انبیا

کلام سبز وروشنش،همیشه تازه وقشنگ

نمازآخرین اوست ،خنجری به قلب ما

*

 چقدرساده می نشست چقدرساده می سرود

سرود سبززندگی ،سرود شادی وامید

هنوزارج می نهد جهان به انقــــلاب او

هنوزهست بین ما اگرچه گشته ناپدید

*