علی (ع) 2
آمدعلی که محوجلال محمداست
خورشید چشم های زلال محمداست
اوبــــرگ آخـــــرگـــلزاردیــــن نبود
اواولین شکوفه ی آل محمداست
*
روئیدوسبزگشت وشکوفا کسی ندید
با عشق خیمه زد به ثریا کسی ندید
باتاروپودبنت اسد،انسجــــام یافت
ازکعبه پانــــــهادبه دنیا کسی ندید
اوبــــــاب علم بود ومحمددیـــارعلم
بی اوسفربه پهنه ی دریا کسی ندید
وقتی که چشم ها همه درزیرمانده بود
صدباردست برد به بالا کسی ندید
بسیارظلم دید به زهرای خود نگفت
جزچاه عمق غصه ی مولاکسی ندید
درخلوت رکوع ،نگین بذل می نمود
درغزوه می درید شکم ها کسی ندید
وقتی قریش خواب جدال رسول داشت
خوابید توی بسـتردریا کسی نـــدیـــد
وقتی رسول رفت کسی بیعتش نکرد
وقتی که ماند، یکه وتنها کسی نــدید
می دید یاوران همه سرمست مسندند
حــرفی نـزد به ام ابــیـها کسی نـدید
می رفت سوی مسجد ومی دید می رود
بی ذوالفقاردرشب یلدا کسی ندید
برفرق اونشست سرانجام تیغ ظلم
آتش گرفت کلبه ی زهرا کسی ندید
درخون که غوطه خورد تن زخم خورده اش
آزرده بــــود ازهمــــه ی ما کسی ندید
آباده -1377
به وبلاگ شمیم شعرفارسی ابراهیم ثابت خوش آمدید.من کارشناس ارشدزبان وادبیات فارسی،دبیرادبیات مدارس متوسطه وراهنمایی کنگان هستم .چندین سال به عنوان مسئول انجمن شعروادب این شهرستان بوده ام ،لیسانسم راازدانشگاه تهران وفوق لیسانسم را ازدانشگاه پیام نور اصفهان گرفته ام.