من رئیس جمهورم راانتخاب کردم،رئیس جمهورم چه کسی راانتخاب می کند؟
بی خیال همه...
معاون اول رئیس جمهورمی شوم،احتمالاًبالاترین پست ممکن است،اما من نمی گذارم اوخودش تصمیم بگیردوفقط اززبان من درسفرها، گزارش بدهد.ازاین به بعد من تصمیم می گیرم واوگزارش بدهد.اصلاًچرااوبالای پله های هواپیما باشدوبرای من که به بدرقه اش رفته ام دست تکان بدهد.من بالامی روم.امابالارفتن ازپله های هواپیما که گذرنامه می خواهد،من هم که گذرنامه ندارم،الان هم که گران شده است! خوب کاری ندارد،ازفردا به جای اینکه بعضی وقت ها بچه هایم را ازترس خریداضافی،با تهدیدتوی ماشین نگه دارم وخودبرای خرید بروم،مدام آن ها را توی ماشین نگه می دارم.آخرشما بگویید:گذرنامه مهم تراست یا پفک وبستنی وچیپس؟
پس مشکل گذرنامه حل است،اما مگرمعاون اول رئیس جمهور،کت وشلوارنمی خواهد؟من که به خاطرپس اندازتعویض پراید،هنوزپارچه ی اهدایی روزمعلمم راندوخته ام،تازه اگرهم بخواهم بدوزم به که بدهم؟بهترین خیاط شهرمان افغانی است که اگربه او بدهم مانع اشتغال هم وطنانم شده ام وغیرازاین ، پس ازدوخت هم،باید چنددورخودم رویش رابدوزم،تا مثل شب عقد برادرم ،شلوارم ازبالا تاپایین،جرنخورد. آخرچه کشوری معاون اول رئیس جمهور راباشلوارجرخورده راه می دهد؟ اصلاً افغانی ها درکشورما چه می کنند؟!وزیرکشورکه تاکنون نتوانسته، نه، وزیرامورخارجه می شوم وهمان روزاول می روم افغانستان ومهلت یک هفته ای به آن ها می دهم تا خودشان اتباعشان را به هرنحوممکن ازایران فرابخوانند؛فقط باید حواسم خوب جمع باشدکه درآنجا مدام بارئیس جمهورم درارتباط باشم،نکندیک وقت به سرش بزند،مرابرکنارکندومن مجبورباشم آنجا دنبال کاربگردم.
پس حالا که بااخراج آن ها،مشکل کت وشلوارم حل می شودومی توانم کت وشلوارشیکی بدوزم،آیاهمان معاون اول باقی بمانم باپست دیگری انتخاب کنم؟ چه طوراست وزیرکشوربشوم؟آخروزیرکشور،استاندارواستاندارهم فرمانداران رامعرفی می کند.البته من که وزیرکشوردولت تدبیروامیدم،نباید مثل دولت های قبلی بی تدبیری کنم ودست به تغییراتوبوسی بزنم.من ابتدا همه را به مهمانی دعوت می کنم.راستی به کجادعوتشان کنم؟ خودرئیس جمهورکه دفترکوچکی دارد درمرکزتحقیقات که آن هم مشکل وسایل پذیرایی دارد؟خودم هم که جزکلاس درسم وخانه ای که پذیرایی اش را اجاره داده ام جایی دیگر را سراغ ندارم.پس چه کارکنم؟نه یک راه هنوز باقی مانده است.مستأجرم را بیرون می کنم.مگرکسی جرأت دارد به وزیرکشوربگوید چرا مستأجرت رابیرون کرده ای ؟اصلاً مگرمقامات بالا ،خانه هایشان را اجاره می دهند؟ البته احتمالاً اجاره می دهند.چراکه اگرنمی دادند،مردم نمی گفتند: برخی ،بالا خانه هایشان را اجاره داده اند.همین چندروزپیش ، توکلی خودمان هم ،همین رامی گفت.
راستی تایادم نرفته این راهم بگویم که سعی می کنم درشهرداری هم آدم داشته باشم،تاهمسایه مان دیگرجرأت نکند،آشغال های درب حیاط شان رابه سمت جیاط ماجاروکند. حالاکه وزیرکشورم،با فرماندارکنگان چه کارکنم؟اوکه درمراسم تقدیرازاعضای ستادروحانی حاضربود،همیشه به من لبخندمی زند،قول داده کتاب های انجمن مان راچاپ کند،تازه قبل ازهمه می خواهد مسئولین راعوض کند،آیا اوراهم تغییردهم؟نه به نظرم کاردرستی نیست. اصلاًمن که مدام به فکرآشغال های همسایه،لبخندهای فرماندار،بیگانه بودن خیاط شهر وچاپ کتاب های انجمن هستم،چرابروم توی تهران بنشینم وازدوردستوربدهم،می روم مدبرکل آموزش وپرورش استان می شوم،تاازبعضی ها زهرچشم بگیرم.چندوقت است توی اداره آموزش وپرورش خودمان،خیلی تحویلم نمی گیرند،تحویل که چه عرض کنم .رئیس عزیزومحترمش،همیشه طبق دستوراسلام ،خودش پیش دستی می کرد وازدوربه من سلام می کرد،اما تازگی ندیدمش ولی احتمالاً دیگرسلام نکند.پس من هم احتمالاً کسی دیگررابه جای اوبگذارم.اماچه کسی رابگذارم؟آیاازاعضای ستادروحانی باشدیانه؟ بی خیال یکی رامی گذارم دیگر.مگرمی خواهدشاخ غول بشکند.آمارهاراکه مدیران عزیزخودشان طبق دستورالعمل های عالی بالامی برند.حقوق ها راهم که خوددولت مستقیم به حساب ها می ریزد.اضافه کاری معلمان راهم که بدهی یا ندهی هیچ اتفاقی نمی افتد.پس هرکه رابگذارم ازعهده ی کاربرمی آید.
ازشوخی بگذریم،فردا بایدبروم اداره وابلاغ سال آینده ام را تاازبنک به برکه چوپان تغییرنداده اند،قطعی کنم.من احتمالاً ،کاره ای نمی شوم.
معاون اول رئیس جمهورشدم،دوستانم راندیدم،وزیرامورخارجه شدم،دوستانم راندیدم،وزیرکشورومدیرکل شدم،ندیدمشان.احتمالاً،آن هاخیلی بالا رفته اند، شایدهم خیلی پایین مانده اند،اما به هرحال،دوستان عزیز،هرکجاهستیدمن هنوزهم مثل قبل،دست هایم رابرای فشردن دست هایتان درازکرده ام ،اگربالاترید،دست های مرابگیرید.اگرهم پایین ترید بگذاریدمن دست هایتان رابگیرم.من شماراباهیچ چیزعوض نمی کنم.
من رئیس جمهورم را انتخاب کرده ام ،اما رئیس جمهورم بی جهت کسی راانتخاب نمی کند،بیایید ما مثل گذشته خودمان همدیگرراانتخاب کنیم.بیاییدهمه باهم کابینه های دوستی تشکیل دهیم.بیایدبا هم وسیع ترین دولت راتشکیل بدهیم وهمه ی مردم را به استخدام دولت دربیاوریم.حقوقشان راهم من می دهم...
به خداقسم من پرایدم راخواهم فروخت...
به وبلاگ شمیم شعرفارسی ابراهیم ثابت خوش آمدید.من کارشناس ارشدزبان وادبیات فارسی،دبیرادبیات مدارس متوسطه وراهنمایی کنگان هستم .چندین سال به عنوان مسئول انجمن شعروادب این شهرستان بوده ام ،لیسانسم راازدانشگاه تهران وفوق لیسانسم را ازدانشگاه پیام نور اصفهان گرفته ام.