لایق مولانیست،تحفه ی درویش است:


بازآمددردوغم ،درماه غم های حسین

ماه خنجر،ماه خون،ماه تولّای حسین

این همه آتش که برپاگشته ازجنس چه است؟

جنس غربت،جنس غم ،جنس تمنّای حسین

اوبرای امّت جدش به دشتی داغ زد

کربلاباتیروخنجرشد،پذیرای حسین

آن همه کوفی که مولاراامام خویش خواند

می کننداکنون،به ترس وحرص،حاشای حسین

ملک ری شدوعده ی کشتار اولادحسین

ملک ری اکنون کجاوملک زیبای حسین؟!

آب رابستندبرسرچشمه های معرفت

ای به قربان حسین وقدرعنای حسین!

کوفیان دیروزرادیدندو حال خویش را

غافل ازهنگامه ی زینب وفردای حسین

کودکان شیرخواره ازعطش می سوختند

مشک های خشک می شددرد عظمای حسین

راه بسته،تیردرزه،جزعلمدارش چه کس

درسکوتی تلخ می دانست،غوغای حسین؟

رفت تشنه سوی آب ومشک راپرآب کرد

آب نانوشیده برمی گشت،سقای حسین

روح زیبای خدایک ذرّه درکوفی نبود

تیرباریدند برعباس تنهای حسین

یک به یک کشتند یاران حسین،باتیرظلم

جویبارازکربلارویاند، دریای حسین

تازه دامادی حنانارفته درخون غوطه خورد

پیرمردی ،شیرگون جنگیدهم پای حسین

شوق دنیــابودآیا؟ یا قیــام معــرفـت؟

آنچه جاری بوددرتصمیم والای حسین

گرچه درصحراکبوترهای مولاسوختند

تاقیامت درجهان پیچیدآوای حسین

ای خداچشمان ماازدردمولاخیس نیست

گریه هایی هست برزخم بقایای حسین

زینبش زنجیردرپا،کودکانش درعزا

شمرهامستانه می رقصندبرپای حسین

یک طرف،سررانهاده،یک طرف فرزنداو

مجلسی برپاشده بهرتماشای حسین

هرکه اندوه رقیه بشنودمجنون شود

باچه آرامش بگیردقلب لیلای حسین

این حسین فرزندزهرابود،زهرای رسول

ای خدا! پرپرچراکردند گل های حسین؟

کاش هرچه بودم وآدم نبودم تاچنین

تیرآدم رانمی دیدم دراعضای حسین

ای حسین دستم بگیروقصه را ازنوبگو

نیستم من لایق توصیف وانشای حسین